خانه - اخبار - زیباترین کارکرد ایمان معنا دهی به رنج هاست

زیباترین کارکرد ایمان معنا دهی به رنج هاست

شبکه معالم ـ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران اظهار داشت: در تحمل رنج ها به لنگرگاهی احتیاج داریم و آن لنگرگاه همان ایمان و مقصود و غایت نهایی است.

به گزارش شبکه معالم، دکتر امیر عباس علی زمانی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در نشست یک روزه سلسله نشست‌های تخصصی مسائل نوین کلامی با موضوع دین و زندگی ( رنج، عشق، ایمان و معنای زندگی) که در تاریخ ۱۷ بهمن در محل مرکز تخصصی طوبی به تبیین معنای زندگی واساس و ریشه رنج ها ، رویکردها در مقابل رنج  و راه حل ایمانی و دینی پرداخت.

وی با بیان این مسأله که همه انسانها در لحظه ای از لحظات عمرشان با این سوال مواجه می شوند که موقعیت ما در جهان کنونی چیست، افزود: نگاه ائمه و قرآن به زندگی به مثابه سفر است. و در یک تعبیر دیگر زندگی کتابی است که ما می نویسیم و زندگی بی معنا زندگی خالی از روایت است.

وی اظهار داشت: معنای زندگی یعنی مقصود و غایت. غایتی که پیش روی ماست باید ارزش انتخاب داشته باشد. زندگی معنا دار زندگی شاد و آرام است به این دلیل که ریشه نا آرامی‌ها تناقض‌های درونی است. وقتی غایت و طرحواره و تکلیف و ایمان به غایت داشته باشیم دیگر تناقضی در درون ما نیست.  زندگی معنادار زندگی با امید است. امید یک باور است باور به این که شرایط بهتر می شود.

دکتر علیزمانی اضافه کرد: زندگی ترکیبی از لذت و رنج، شادی و غم است. چرایی معنای زندگی در واقع چرایی از رنج است. بزرگ ترین مسأله انسان رنج می باشد. و اینکه چگونه رنج ها را تحمل کنیم. و با آن مواجه شویم. بحث رنج شاید گفته شود بحث روانشناسی است ولی با زاویه نگاه معنای زندگی بحث فلسفی است. و مهم این سوال است که رنج چرا به وجود می آید، چه زمانی رنج می کشیم و ریشه رنج چیست؟

وی خاطرنشان کرد: انسان دارای عالم درونی است، عالم احساسات، عواطف، علایق و آرزوهاست. و یک عالم بیرونی عالم واقعیت، عالم بیرون از انتظارات و توقعات وجود دارد.  همیشه بین عالم درون و عالم بیرونی فاصله وجو دارد حتی بالاترین تناقض وجود دارد و ویژگی انسانها این است که آگاهی به عالم درونی، عالم بیرونی و تناقض بین این دو عالم دارند و با اضافه شدن یک مولفه دیگر به این آگاهی ها با این عنوان که مااحساس می کنیم که کاری نمی توانیم بکنیم؛ و این باعث ایجاد رنج می شود.

وی در ادامه به بیان رویکردها در مقابل رنج پرداخت و تصریح کرد: رویکرد اول تغییر عالم بیرون. عزم انسان مدرن بر ساختن بهشت در روی زمین است و بهشت جایی است که در واقع بین عالم درون و عالم بیرون تناقضی نیست. رویکرد دوم تغییر عالم درون. به این تعبیر که انتظارات و امیال باید تابع عالم خارج باشد. درون و نگاه خود را عوض کنیم.

وی ادامه داد: رویکرد سوم این است که همانطور که امور  تغییر پذیر عالم خارج را تغییر می دهیم در درون هم باید تغییر کنیم. رویکرد چهارم هیچکدام را نمی توان تغییر داد بلکه باید تناقض را بپذیریم و خود را به شیوه های مختلفی مشغول کنیم؛ مثل خلق دنیایی دیگر.

وی اظهار داشت: متأسفانه بشر جدید به جای اینکه با عرفان و عشق دنیای ثانی را بوجود بیاورد با دارو آن را به وجود می آورد. ولی آنچه درمان بنیادی و اساسی است درمان از راه علل است و رویکرده های پیشین شبه معنا است. ویژگی شبه معنا این است که از یک جهت شبیه معنا هستند ولی معنا نیستند.

وی گفت: باید تلاش کنیم که ریشه درد و رنج را بشناسیم. البته قبلتر از آن باید بدانیم سه نوع رنج داریم. اولین رنج، «رنج نرسیدن» می باشد؛ رنج دوم «از دست دادن» است؛ و نوع دیگر رنج بعد از رسیدن، «رنج ملال و خستگی» است.

وی تصریح کرد: اساس رنج دلبستگی است. وقتی به شئ دلبستگی نداشته باشیم، به آن نرسید و یا از دستش بدهید ازآن رنج نمی برید. اساس رنج تعلق است البته از آن جایی که ما جسم داریم تعلقات جسمانی داریم و چون موجودات اجتماعی هستیم و در اجتماع زندگی می کنیم و رقابت می کنیم، تعلقاتی داریم. و این مسأله در بودا به این صورت مطرح شده است”برای رهایی از رنج باید ریشه رنج، یعنی تعلقات را بخشکانیم” و این یک راه حل سلبی و پاک کردن صورت مسأله است. و زندگی بدون تعلق عملا زندگی نیست. اما راه حل ایمانی آن کنار گذاشتن تعلقات نیست، بلکه داشتن یک تعلق بزرگ است.

وی افزود: این راه حل دو مولفه اساسی دارد. اول باید بدانیم تعلق به هر شیء، محدود و موقتی است. تعلق باید به اندازه همان شیء باشد. دوم تعلق بنیادی، تعلق بزرگ که همان مقصود نهایی است وجود داشته باشد.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران در ادامه گفت: تعلقات بزرگتر، رنج‌های کوچکتر را معنادار می‌کنند؛ بلکه بیشتر شیرین و جذاب می‌کند. رنج از جانب معشوق زیبا است و بخشی از عشق است و اینجا داستان ایمان است و ایمانی معنا بخش به زندگی است، که از جنس عشق باشد. نه از جنس تلقین و تکرار. درواقع وقتی که احساس می‌کنید رنج از جانب معشوق (مقصود نهایی، تعلق بنیادی) است رنج تفسیر دیگری پیدا می‌کند. رنجی زیبا، شیرین و قابل تحمل. لذا در زندگی اگر تعلق بزرگتر نداشته باشیم گرفتار پروسه رنج می شویم. ولی معشوق بزرگتر به داستان زندگی ما معنا می دهد و از رنج های ما می‌کاهد.

پاسخی بگذارید