خانه - اخبار - تحلیل معنای متکلم و جمله در دیدگاه اصولیون و بررسی تطبیقی آن با فلسفه زبان معاصر

تحلیل معنای متکلم و جمله در دیدگاه اصولیون و بررسی تطبیقی آن با فلسفه زبان معاصر

شبکه معالم- دکتر محمود مروارید، عضو هیات علمی پژوهشکده فلسفه تحلیلی پژوهشگاه دانش های بنیادی به تحلیل نظریات اصولیون در باب تحلیل معنا پرداخت و بین دیدگاه های فلسفی معاصر همچون گرایس و سرل و آلستون و دیدگاه اصولیونی همچون شهید صدر و مرحوم آیت الله خویی و مرحوم محقق اصفهانی مقایسه نمود

به گزارش شبکه معالم، دکتر‌محمود مروارید، عضو هیات علمی پژوهشکده فلسفه تحلیلی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی در سومین روز از کارگاه  آموزشی و پژوهشی«فلسفه علم اصول»  مروری برمفهوم متکلم در دیدگاه گرایس و آلستون داشت و اشکالات وارد بر هر یک از دو دیدگاه را بررسی نمود.

وی ابتدا به بررسی دیدگاه اصولیان پرداخت و گفت: در نگاه فلاسفه، چنان که دیدیم، معنای متکلم و معنای جمله نقشی پررنگ دارد، در علم اصول این نقش حیاتی را وضع و استعمال بر عهده دارند. تفاوت اساسی بین نظریه اصولی و نظریه گرایس و آلستون دردایره شمول این دیدگاه‌ها است، به این صورت که دیدگاه گرایس و آلستون تنها شامل جمله تامه است اما دیدگاه اصولی علاوه بر جمله تامه، جمله ناقصه را هم شامل می شود. حال با فرض اینکه جمله ما تامه باشد، پرسشی مطرح می‌شود مبنی بر اینکه آیا با استعمال جمله تامه می‌توان از آن اراده معنایی را کشف کرد؟ یا به عبارتی دیگر آیا استعمال جمله تامه(در دیدگاه اصولیون) تلازم دارد با اراده کردن معنا یا انجام فعل گفتاری ؟ اگر این تلازم را بپذیریم می‌توانیم به سراغ نظر شهید صدر در بحث الفاظ برویم.

عضو هیات علمی پژوهشکده فلسفه تحلیلی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی خاطرنشان کرد: شهید صدر معتقد است استعمال الفاظ حتما باید همراه اراده و قصد باشد. وی در باب اینکه اراده استعمالی چیست، پنج احتمال را مطرح می کند که به هر کدام اشکالاتی وارد است و در نهایت نظر مختار خود را مبنی بر اینکه اراده، اخطار بالقوه معنی است ارائه می دهد.

وی پس از تحلیل و بررسی دیدگاه شهید صدر، به تحلیل دیدگاه مرحوم آیت الله خویی نسبت به اخبار پرداخته و ذات تحلیل مرحوم آیت الله خویی را یک تحلیل گرایسی دانست، زیرا بر محور قصد است. البته برای اینکه نظریه ایشان کامل شود باید راجع به ماهیت اخبار توضیح دهند که نداده اند.

مروارید افزود : نکته ای که در کار اصولی‌هایی که نظریه تعهد را قبول ندارند یا بعضی از شئون اصولی‌هایی که تعهد را قبول دارند، این است که هر وقت معنای متکلم یا فعل گفتاری رخ می‌دهد، یک ارتباط معنایی برقرار می‌شود، لذا جمله هم در صورتی معنا پیدا می‌کند که جمله به لحاظ زبانی با اراده متکلم ارتباط پیدا کند. یک جمله وقتی معنادار می شود که بتوان با این جمله فعل گفتاری انجام داد و از همین جا مشکل نظریه اعتبار روشن می شود، زیرا نمی توان با قرن اکید فعل گفتاری انجام داد و تا زمانی که یک جمله قابلیت فعل گفتاری نداشته باشد کافی نیست که جمله معنادار شود.

وی در نهایت به تبیین شباهت ها و تفاوت ‌ها بین نظریه تعهد و نظریه گرایس پرداخت و گفت: مرحوم آیت‌الله خویی معتقدند پروسه وضع را یک نفر انجام نمی‌دهد بلکه همه باید این رویه را داشته‌باشند، همانند نظریه گرایس. آیت‌الله خویی می گویند اهالی زبان باید تعهد کنند در حالی که گرایس معتقد است اهالی زبان باید رویه و عادت داشته باشند. تفات دیگر این است که گرایس شرطی مبنی بر خبر داشتن از رویه ها را به دیدگاه خود اضافه می کند که در دیدگاه تعهد این شرط غایب است. تفاوت نهایی این است که گرایس تحلیلش را از معنای جمله آغاز می‌کند ولی آیت‌الله خویی معنای جمله و معنای مفرد را موازی هم پیش می برند.

پاسخی بگذارید