آخرین خبرها

لحاظ عدم لغویت به‌مانند لاحرج و لاضرر در استنباط

به گزارش شبکه معالم، کارگاه #روش استناددهی به منابع در دومین روز مدرسه هفتم مشق اجتهاد با حضور حجت الاسلام و المسلمین سید محمدعلی ایازی، مدرس سطوح عالی حوزه علمیه قم در مرکز تخصصی آخوند خراسانی برگزار شد.

 برخی مطالب مطرح‌شده در این کارگاه در ذیل آمده است:

🔺 برای ارائه شیوه استناددهی به منابع ابتدا می‌باید اقوال مطرح در حجیت منابع، خصوصاً قرآن را بررسی کرده و مبنای خود را در آن مشخص نماییم تا استناددهی بر اساس مبنای مختار صورت گیرد.

🔺 دو نظر حجیت مستقله قرآن و عدم حجیت مستقله قرآن نظرات به تمام مخالف در مورد حجیت قرآن است. نظر سوم اما که نظر غالب فقها است، آن است که در رأی خود قائل به حجیت ظواهر هستند لکن در عمل هیچ بهره‌ای از آن نمی‌برند و بدان استدلال نمی‌کنند.

🔺 نظر حجیت مستقله قرآن بدان جهت که در خود قرآن تبیین و تشریع آیات بر عهده آن گذاشته‌شده، سیره مستمره معصومین (ع) استناد به آیات قرآن بوده و نیز سیره علما مسلمین در زمان‌های مختلف بدان بوده است، صحیح است.

🔺 برای آشنایی با روش استناددهی به قرآن می‌باید ویژگی‌های کتاب را بدانیم. ازجمله ویژگی‌های قرآن بیان عام و کلی آن است. طبعاً این کلی‌گویی از طرف عالم حکیم معنایی دارد که باید از آن در استنباط بهره برد.

🔺 ویژگی دیگر قرآن پراکندگی آیات قرآن است. به‌عنوان نمونه هر یک از آیات مربوط به نماز در سوره‌های مختلف قرآن آمده است و احکام مربوط بدان به‌تدریج بیان‌شده است. تدریجی بیان نمودن احکام را می‌توان به‌عنوان اصلی قرآنی در نظر گرفت و علاوه بر بیان در عمل نیز آن را جاری دانست؛ مثلاً در مورد حجاب در اوایل انقلاب این مسئله از طرف مرحوم شهید مطهری عنوان شد که نباید در اجبار بر حجاب از ابتدا با شدت و حدت وارد عمل شد و این مسئله را به‌تدریج نهادینه کرد.
 
🔺ویژگی دیگر قرآن انعطاف آن است؛ بدان معنا که باوجودی که امکان داشته است برخی از آیات محکم بیان گردد لکن متشابه بیان‌شده است! مانند آیات مربوط به جبر و تفویض و همچنین آیات مربوط به شراب. در استنباط نیز می‌باید از این اصل قرآنی به‌گونه‌ای ظریف بهره برد.

🔺 ویژگی دیگر قرآن به هم پیچیدگی و در هم تنیدگی آیات است. هر جا که در قرآن بیان حکمی از احکام الهی صورت گرفته است، قبل یا بعدازآن نکته‌ای اخلاقی، تربیتی و یا اعتقادی مطرح‌شده است. می‌توان این مطلب را به‌عنوان قاعده‌ای از دل قرآن به دست آورد و دلیل آن نیز درهم تنیدگی همه جهات زندگی آدمی است. لذا اگر می‌خواهیم احکام را در جامعه به اجرا درآوریم، بایستی مسائل اجتماعی، اخلاقی، تربیتی و اعتقادی را نیز در نظر داشت.

🔺 به‌عنوان‌مثال امروزه اگر موسیقی در مشهد کنار گذاشته شود، طبعاً سر از زیرزمین‌ها درمی‌آورد و کار به‌جایی می‌رسد که این نیروی فشرده اجتماعی جمع شده و در اجتماعات بزرگ، بدون هماهنگی و تحت نظر بودن بیرون ریزد.

🔺 یا اگر به‌قاعده دفع افسد به فاسد نظر داشته باشیم و این واقعیت روسپیگری در جامعه را در نظرگیریم، فقیه بایستی این مسئله اجتماعی که از دست دولت و حکومت خارج‌شده است را در نظر گیرد که به‌هرحال اگر جایی برای این منظور، مهیا نشده و سروسامان و جهت‌دهی خاص خود را نداشته باشد، بیماری‌های فراوانی در اثر غیر سامان‌یافتگی این پدیده در جامعه و خانواده‌ها رواج می‌یابد که ضررش به‌مراتب برای اجتماع مسلمین بیشتر است. لذا مرحوم اراکی به علت بودن اختلاط میاه نظر داشتند و نه حکمت بودن آن!

🔺 ویژگی دیگر قرآن بیان تشویقی و کارکردی آن است. بیان آیات بدین نحو است که در کنار بیان حکم الهی، شوق لازم را برای عمل به‌حکم ایجاد می‌نماید. لذا با توجه به این اصل قرآنی، در استنباط نیز می‌باید نگاه کارساز و مفید به فتاوی داشت. به‌عنوان نمونه اگر در حکمی که یقین به لغو بودن و اجرانشدن آن در جامعه داریم، تن دهیم، همین می‌شود که در برخی از احکام در جامعه می‌بینیم. پس می‌باید عدم لغویت حکم را به‌عنوان اصلی مانند لاحرج و لاضرر در سایر احکام جاری دانست.

 

دیدگاهتان را بنویسید