داستان در میان دیگر فرم‌ها و ساختارهای روایی، درخششی ویژه یافته است. داستان را باید برپایۀ زاویه‌های زیباشناختی فهمید، و از این روی قالب‌های رسانه‌ای و ابزاری برای ارتباط با داستان، نازا و بی‌حاصل دانسته می‌شود.

با این همه نمی‌توان ریشۀ بومی و فرهنگی داستان‌ها را انکار نمود. نویسنده، به سرزمین و جغرافیای فکری خود، وابسته است. و از همین دریچه می‌توان معنایی را برای داستان‌های دینی یافت.

حلقۀ ادبیّات داستانی به دلیل ویژگی‌های خاص‌اش، پیش از دورۀ آموزشی ادبیّات داستانی، آغاز به کار نمود. نخستین حلقه، در طلیعۀ تاسیس گروه ادب و هنر(آبان 86) تشکیل شد، که روزهای پنج‌شنبه به نقد و تحلیل آثار اعضا پرداخته می‌شد.

از سال 1382 تا به حال مباحث مبانی ادبیّات داستانی، ساختار و عناصر داستانی، داستان کوتاه و کارگاه عملی داستان مطرح شده است.

هم‌چنین اعضا در کنار بررسی و نقد آثار خود، به مطالبی از فلسفۀ هنر، زیبایی‌شناسی و نظریّه‌های ادبی معاصر می‌پردازند.

پیدایش حلقه‌ای در ادبیّات داستانی را باید ضروری دانست. زیرا در دورۀ آموزشی، تنها الف‌بای ادبیّات گفته می‌شود، و پشتیبانی از اعضا، نیاز به زمان دارد، تا آموزه‌ها جایگاه خود را بیابند. و افراد حلقه نیز به مرحلۀ خلق آثار ارزنده راه پیدا کنند.

پیدایش حلقه‌ای در ادبیّات داستانی را باید ضروری دانست. زیرا در دورۀ آموزشی، تنها الف‌بای ادبیّات گفته می‌شود، و پشتیبانی از اعضا، نیاز به زمان دارد، تا آموزه‌ها جایگاه خود را بیابند. و افراد حلقه نیز به مرحلۀ خلق آثار ارزنده راه پیدا کنند.

حلقۀ داستان‌نویسان جوان حوزوی مشهد، با پی‌گیری رویه‌ای عینی و کارگاهی، در خلال جلسات داستان‌خوانی و نقد داستان، گامی به تولید داستان‌نویسانی اندیشمند نزدیک می‌شود.

آثار پرآوازۀ داستان‌نویسان غربی، در کنار تاثیرپذیران ایرانی آنان، در این نشست‌ها بازخوانده شده و مورد تحلیل و نقد قرار می‌گیرد.

هرچند ادبیّات داستانی مدرن ایران، در حاشیۀ تولیدات مغرب‌زمین قرار می‌گیرد، امّا نمی‌توان از شاه‌کارهای نویسندگان ایرانی در بزن‌گاه‌هایی هم‌چون مشروطه، انقلاب اسلامی، دفاع مقدّس و... غافل بود.

امید می‌رود در نشست‌های پیش‌روی حلقه، نویسندگان خلّاق ایرانی نیز حضور یابند، و چراغ امید را در جان طلّاب هنرجو برافروزند.